۱۳۹۲ آذر ۹, شنبه

«صدای بی صدایان» در دفاع از زندانیان و محکومان به اعدام غیرسیاسی



هدف ما دفاع از هر کسی است که به اتهامات یا به دلایل غیرسیاسی در زندان به سر می برد و یا حکم اعدام برایش صادر شده است. به باور ما، دستگاه قضایی رژیم جمهوری اسلامی، ناعادلانه و غیرانسانی است؛ چرا که قوانین جزایی آن که بر اساس شریعت اسلامی است، به علاوه دیگر سیاستها و قوانین ناعادلانه رژیم، عامل اصلی ناهنجاری های اجتماعی در ایران است
.
ما مخالف اعدام و مخالف زندان هستیم و آن را غیرانسانی می دانیم و از همه زندانیان با هر جرمی دفاع می کنیم و معتقدیم که با زندانیان غیرسیاسی همانند زندانیان سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی رفتار ضدانسانی صورت می گیرد. احساسات و سرنوشت خانواده های این زندانیان نیز برای ما مهم است؛ چرا که خانواده زندانیان سیاسی عموما از خانواده زندانیان اجتماعی در وضعیت بهتری در نزد افکار عمومی قرار دارند، و خانواده های زندانیان اجتماعی بی پناه تر هستند و درد فقدان عزیزان خود را باید به تنهایی به دوش بکشند.
از دید ما، بسیاری از کسانی که در زندان به سر می برند و حقوق انسانی شان پایمال می شود، عمدتا از طبقه محروم جامعه هستند، و بنابراین، خود و خانواده های شان نیاز به کمک و حمایت دارند. به باور ما، زندان طرد کسانی است از افراد جامعه که دچار مشکل شده اند. وقتی کسی در زندان به همراه کودکش به سر می برد، به او تجاوز می شود یا با او برخورد غیرانسانی می شود، دیگر فرقی نمی کند که زندانی سیاسی باشد یا غیرسیاسی. وقتی کسی را در زندان شکنجه می کنند، برای ما فرقی نمی کند که جرمش چیست .
ما تلاش می کنیم که با کمک مردم، اسامی اعدام شدگان و محکومان به اعدام و زندانیان اجتماعی را جمع آوری کنیم و رفتاری که با آنها شده است را منعکس کنیم و منبعی باشیم مانند یک بانک اطلاعاتی حقوق بشری که ظلم هایی که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نسبت به آنها روا داشته است را افشا کنیم. حمایت از زندانیان گمنام، محروم و بی پناه از جمله وظایف ماست؛ و امیدواریم به مرور بتوانیم پای درد دل آنها و خانواده شان نیز بنشینیم.
لطفا مطالب خود را از طریق پیام خصوصی در فیسبوک به شکل ناشناس و با اسم مستعار برای ما بفرستید تا منتشر کنیم. می خواهیم بدانیم و به دنیا نشان دهیم که چه برخوردهای غیرانسانی ای با زندانیان اجتماعی در ایران می شود و چه مشکلاتی برای خانواده های آنها به وجود آمده است. امیدواریم با کمک مددکاران اجتماعی و وکلا و خانواده ها و مردم بتوانیم صدای بی صدایان زندانی باشیم. به یاد داشته باشیم که زندان فرار از حل معضلات اجتماعی است و حکم قرنطینه کردن کسانی را دارد که به آن دچار شده اند. پس زندان و اعدام، راه مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی نیست.

«صدای بی صدایان»
دوشنبه، ۴ آذر ۱۳۹۲

صفحه فیسبوک «صدای بی صدایان» " در دفاع از محکومان به اعدام و زندانیان غیر سیاسی و خانواده های آنان"
 

https://www.facebook.com/sedaye.bisedayan

۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

با غرب بر سر مسئله اتمی به توافق رسیدید با عدم توافق مردم با خود چه خواهید کرد ? با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید?




توافق با غرب، برای بقای جمهوری اسلامی و حل بحران های بین المللی بوده است و نه رفاه حال ملّت ایران و حل بحران خارجی نیز در جهت منافع باندهای مافیایی و افزایش درآمد اقتصادی و همچنین آزاد سازی پول های بلوکه شده رژیم بوده است .در ضمن باید دقت کرد که آزاد شدن پول های بلوکه شده جمهوری اسلامی بوده است که تو جیب حاکمان غارتگر می رود و نه پول های بلوکه شده مردم ایران و از 45 تا 60 میلیارد دلار برآورد می شود آمریکا 8میلیارددلار از دارایی‌ایران را آزاد کرد.
  
 به گزارش رسانه های ایرانی و غربی ایران و گروه پنج به علاوه یک موفق شدند در ساعات آغازین امروز بر سر محتوای یک قرارداد برای مدت شش ماه به توافق برسند. وزیر امور خارجه فرانسه در گفتگو با خبرگزاری «آسوشیتد پرس» و محمد جواد ظریف نیز از طریق «توئیتر» خبر نهایی شدن توافق نامه ایران و غرب را تایید کرده اند.

رژیم و هواداران آن با دم خود گردو شکستند که ایران و غرب به توافق رسیدند اما فراموش می کنند که این امر به معنای توافق مردم با رژیم نیست .

محمدجواد ظریف، در نشست خبری خود پس از مذاکرات، “به‌رسمیت شناخته‌شدن برنامه غنی‌سازی ایران” را مهم‌ترین بخش مذاکرات عنوان کرد.
ظریف افزود: “اگر قانون ان‌پی‌تی را بخوانید اشاره کرده که کشورها می‌توانند در چارچوب ان‌پی‌تی غنی‌سازی کنند و دیگر کشورها باید به آن احترام بگذارند.”
این در حالی است که جان کری، در نشست مطبوعاتی خود در ژنو که پیش از نشست ظریف برگزار شد گفت: “این توافق مهم‌ترین بخش‌های برنامه هسته‌ای ایران را متوقف می‌کند. ما به تأسیسات کلیدی ایران دسترسی خواهیم داشت. ایران توافق کرده که همه غنی‌سازی بالای پنج درصد را متوقف کند و ذخیره غنی‌شده خود را کاهش دهد. یعنی در شش ماه آینده این ذخیره به صفر خواهد رسید.”
کری افزود: “بر این اساس ایران دیگر تأسیسات هسته‌ای نخواهد ساخت. سانتریفیوژهای جدید نخواهد ساخت.”

با غرب بر سر مسئله اتمی به توافق رسیدید با عدم توافق مردم با  جمهوری اسلامی چه خواهید کرد ?!
توافق رژیم با غرب به معنای توافق مرم با رژیم نبوده و نیست.مگر مردم مخالفتشان به خاطر عدم توافق جمهوری اسلامی بر سر انرژی اتمی با غرب بوده است که حال با رسیدن به توافق و خوردن جام زهر با نرمش قهرمانانه باعث شود که مردم جنایات رژیم و مطالبات انسانی خود را فراموش کنند ?!
رژیم حتی اگر بتواند موقتا بر بحران جهانی فائق آید اما بحران داخلی و نارضایتی و مخالفت مردم با رژیم همچنان بر قوت خود باقی خواهد ماند.




ویدئو رویش ناگزیر جوانه ها داریوش






و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است


با ریشه چه می کنید؟


گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟

گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
 خسرو گلسرخی
پای نوشت : منبع مطلب 

۱۳۹۲ آبان ۲۷, دوشنبه

تاکتیک ها و استراتژی آنارشیست ها در چگونگی برخورد با اپوزیسیون و جمهوری اسلامی


به باور من هیچ خطری بزرگتر از دولت جمهوری اسلامی در حال حاضر وجود ندارد و خطر عمده است و وظیفه ما تضعیف همه جانبه آن است.استراتژی ما سرنگونی دولت جمهوری اسلامی است و اتخاذ هر تاکتیکی می بایست در همین جهت باشد.
اینکه دشمنان مردم فقط به جمهوری اسلامی محدود نمی شوند کاملا درست است اما جمهوری اسلامی خطر اصلی و بالفعل است که 35 سال است که در قدرت سیاسی است و قدرت حاکم و مسلط محسوب می شود و هر جریان سیاسی, که به هر دلیل , در کنار جمهوری اسلامی قرار بگیرد و در خدمت دستگاه سرکوب و حفظ نظام باشد و بخشی از نظام حاکم محسوب شود ما به مقابله با آنها نیز خواهیم پرداخت اما در شرایط حاضر هر جریان سیاسی که مشغول مبارزه و جنگ با جمهوری اسلامی است به تقابل و جنگ با آنها برنخواهیم خواست (البته انتقاد, نقد,افشای جریانات ارتجاعی و مشخص کردن مرزبندی ها ادامه خواهد داشت اما به شکلی که مابین مخالفین رژیم ایجاد تنش نکند و به جای مبارزه با رژیم, مشغول مبارزه با اپوزیسیون باشیم ولی نوعی آتش بس موقت تا سرنگونی کامل جمهوری اسلامی در برخورد با آنها خواهیم داشت ) و چنانچه خود مردم در عرصه مبارزه مشارکت و حضور داشته باشند بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی خود مردم جلوی دیگر نیروهای ضد مردمی و ارتجاعی را سد خواهند کرد.
پس از بحران جهانی سرمایه داری و شکست کمونیسم دولتی و نبود یک آلترناتیو برای تغییر, اما بسیاری از جوانان آزادیخواه در عرصه جهانی در طی جنبش مبارزاتی که طی چند سال اخیر با خواست دموکراسی مستقیم ,عدالت اجتماعی و مبارزه با سرمایه داری جهانی با شرکت در مبارزات گوناگون و ایجاد و مشارکت در کلکتیو ها جذب ایده های آنارشیستی می گردند( حتی اگر خودشان را آنارشیست خطاب نکنند) بسیاری از احزاب مارکسیست های سنتی موجود, به آنارشیستها به عنوان یک رقیب سیاسی نگاه می کنند که جوانان با پشت کردن به محافل(احزاب) مارکسیستی و به جای آنکه سرنوشت سیاسی خود را به رهبران خود خوانده احزاب بسپارند خودشان با عقل و درایت فردی و کار جمعی و کلکتیوی و مبارزه از پائین و در سطوح مختلف ادامه می دهند و می دانند که بدون مشارکت جمعی در مبارزه راهی موثر بسوی آینده نخواهند جست و رعایت اصل آزادی فردی با اطاعت کور از رهبران خود خوانده و به ظاهر رهبران در تضاد است.اعتقاد به رهبران موجب کاهش اعتماد به خود وکاهش رشد و توانایی فردی می شود و رهبران انسان هایی خطا ناپذیر و توانمندتر از سایرین به تصویر کشیده می شوند که با حقیقت و توانایی های بسیار دردیگر انسان ها همخوانی ندارد و در نتیجه زمان و اشکال مبارزه را آنان تعیین می کنند و به همین دلیل مبارزات آنان متمرکز و منوط به تصمیم رهبری است و این در حالی است که آنارشیستها بر توانایی های بسیار فرد تاکید می ورزند و به همین جهت مبارزات آنان متنوع و غیرمتمرکز است وامکان آن را دارد که در سطح جامعه بسیار گسترده شود و به سرعت رشد کند و رشد خودبخودی که به ماهیت آنارشیسم برمی گردد مانع از سرکوب سیستماتیک رژیم جمهوری اسلامی می گردد و مانند آتشی است که هر لحظه و در هر مکانی می تواند خرمن به ظاهر امن جمهوری اسلامی را به آتش کشد.در مبارزات آنارشیستی هیچ فردی نقش برجسته تری از دیگران ندارد و مبارزات همه فعالین در امتداد و در راستای اهداف مشترک با شیوه های گوناگون به پیش می رود.
با خود سازماندهی ,خودگردانی و مبارزات مستقل خود و با ابداع شیوه های نوین و متنوع مبارزاتی و با بکار بردن ابتکارات خلاقانه و رعایت اصل غافلگیری می توان رژیم را سردرگم و روحیه جمعی مردم را برای تعرض به حاکمیت تقویت نمود.

نظام جلالی 19.11.2013



پاسخی به نژادپرستهای ایران



چند وقتی میشه نژادپرستهای ایران خیلی رسا و با افتخار ٬از کثافات تو سرشون که اشتباها گمان میکنن طرز فکریست٬ صحبت میکنن و طبعا تا کسی خلاف نظرشون حرف میزنه شروع به عربده کشی و توهین میکنند. واقعا جالبه که این فاشیستها در زمانی که علم بیگ بنگ رو بازسازی کرده و ذره خدا رو شبیه سازی کرده که دلیلی بر این هست که دنیا برای به وجود آمدن نیازی به خدا نداشته و ندارد و نظریه تکامل داروین دو سال پیش با یافت شدن آخرین حلقه مفقوده به اثبات رسیده٬ کماکان دم از برتری خونی و نژادی میزنند و اینکه خدا فقط نژاد آریایی رو دوست داره و بقیه بردگانی هستن از برای این.
 جالبه که این علما و فضلا مدعین نژاد آریایی باهوشترین و دلیرترین و... مردم روی زمین هستن ولی آمارهای واقعی جامعه دگر نظری دارند.جالبتر اینه که وقتی خوب دقت میکنی، میفهمی حتی نژادآریایی رو هم نمیشناسن و مدام به کرد و لر و افغان و . . . توهین میکنن در حالیکه ریشه نژادی همه یکسانه و از قومیتهای مختلف هستند و این جاهلان مدعی تاج برتری همین قدر اطلاعات ندارند. در واقع این علما و فضلا فقط قوم پارس رو به رسمیت میشناسند چون خود و حکومت حامیشون پارس هست. در واقع به نظر من حکومت بزرگترین حامی و مبلغ نژادپرستی است. دقت کنید به همراهی موجهای مختلف تاختن به دیگران به موازات سیاست دولت مثلا زمانیکه سیاست دولت بر علیه افغانهای زحمت کش قرار میگیره موجی نژادپرستی ضد افغان در اجتماع به راه میفته و یا در مورد عربهای خونگرم جنوب ایران، درست زمانیکه این عزیزان مشغول مبارزه برای آب آشامیدنی میشوند موجی ضد عرب به راه میفته که گویی اینان ۱۴۰۰ سال پیش به ایران تاختن و باز نمیدونن که ریشه نژادی که خیلی بهش مینازن مشترکه و یادشون میره که پایتخت هخامنشی که اینقدر مایه افتخارشون هست شهر شوش در خوزستان بوده. حتی حکومت فعلی هم دلیلی بر رد ادعای این هیتلر دوستان٬ چگونه ممکنه نژاد برتری که ازش دم میزنن گرفتار حکومتی باشه که با تخفیف ویژه میتوان از آن بعنوان کثیف ترین و غیر انسانی ترین حکومت تایخ بشر نام برد؟ بعد از فکر کردن به این موارد و مواردی دیگر نهایتا به این نتیجه که اینان مشتی نادان و بیسوادن و چیزی که در تصویر دیده میشه میرسیم .

بهلول 18.11.2013

۱۳۹۲ آبان ۲۲, چهارشنبه

بررسی جریانات ارتجاعی اسلامگرایان در سیستان و بلوچستان و رابطه آنها با اسلامگرایان افراطی فعال در سوریه


 جریان ارتجاعی اسلامگرایان جیش العدل شاخه ایرانی کدام یک از جریانات اسلامگرایان افراطی سوریه محسوب می شود?
برای پاسخ دادن به این سئوال ابتدا باید جریانات موجود اسلامگرایان ارتجاعی و افراطی سوریه را بررسی کنیم و سپس به تاریخچه جیش العدل و عملکرد کنونی آن بپردازیم و پس از شناختی نسبی به بررسی اشتراکات جیش العدل با یکی از جریانات اسلامگرای سوریه که نزدیکتر است  و دلایل و شواهد اثباتی خود را برای بیان این سناریو همکاری مطرح کنم.

 جایزۀ صد میلیون تومانی توسط جریان اسلامگرایان جیش العدل برای قتل دادستان رژیم جنایتکارزاهدان و امکانات تسلیحاتی و تبلیغاتی نشان از پشتیبانی منابع مالی دولت های اسلامی متخاصم با ایران در سوریه دارد اما سئوال این است که احتمال همکاری و نزدیکی جیش العدل در حال حاضربا کدام جریان اسلامگرای سوری بیشتر است?
ابتدا به بررسی تاریخچه جیش العدل می پردازیم.
گذشته جیش العدل و حرکت انصار ایران به جندالله برمی گردد.
در ویکی پدیا می خوانیم که خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارشی از جمله اعلام کرده بود که جندالله  به جنگجویان ضد شیعه مرتبط با عربستان هم نزدیک شده‌است.
پس از دستگیری عبدالمالک ریگی رهبر جندالله درسال 88 و اعدام اودر سال 89 طبیعتا ضرباتی رژیم به تشکیلات جندالله وارد کرد که دیگر نتوانستند تحت تشکیلات قدیمی جندالله خود را سازماندهی کنند.
حرکت انصار ایران یکی از شاخه‌های منشعب‌ شده از گروه  جندالله بوده که پس از دستگیری عبدالمالک ریگی و انفعال در میان سایر اعضاء این گروه، از آن جدا شده است و در آذر ۱۳۹۰ اعلام موجودیت نموده است. این گروه نخستین عملیات خود را در سال۱۳۹۱ به انجام رساندند.ضمنا شاخه فرهنگی حرکت انصار "الفاروق"نام داشته است.( توجه شود که از کلمه فارق درچند گروه استفاده شده است)

"عبدالستار دوشوکی" در سال 1391  در مورد  "حرکت انصار ایران"  گفت: «این گروه ظاهرا انشعابی از "جندالله" است که  اعلام موجودیت کرد. در‌‌ همان زمان گروه دیگری بنام "جیش الحسین" نیز اعلام موجودیت کرد.(البته فقط یک اعلام موجودیت داشته است در سال 1390 و تاکنون هیچگونه فعالیتی ظاهرا نداشته است. ضمنا این احتمال وجود دارد که جیش الحسین اکنون همان حرکت انصار ایران است در صورتی که حرکت انصار هنوز فعالیت مستقل داشته باشد و وارد تشکیلات جیش العدل نشده باشند)  جندالله بر علیه این دو گروه اعلامیه ای صادر کرد مبنی بر اینکه این دو گروه نا‌شناس هیچ ربط و ارتباط تشکیلاتی با جندالله ندارند.»

 

وی در ادامه افزود: «گروه جندالله چون در غرب رسما به عنوان یک گروه تروریستی اعلام شده، در نتیجه آن‌ها ناچارند تحت عناوین دیگری به فعالیت خود ادامه بدهند. احتمال دارد که تغییر نام و انتشار اعلامیه در نفی ظاهری دیگری، نوعی استراتژی استتاری برای ادامه مبارزه باشد. اگرچه اسم رهبر حرکت انصار یعنی "یاسر مسکوتانی" با اسم رهبر جندالله یعنی "محمدظاهر نارویی" کاملا فرق می‌کند.»
ضمنا یکی از نقاط اشتراک حرکت انصار ایران و جیش العدل آموزش نظامی به کودکان حدود زیر سن 12 سال است که در تصاویر و عکس ها قابل مشاهده هستند که معلوم نیست که هر دو در هم ادعام شدند یا 2 تشکیلات جدا هستند?

 سازمان ارتجاعی جیش العدل  و حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی به مبارزه تروریستی با یکدیگرمی‌پردازند. این گروه بعد از نابودی جندالله، با سازمان‌دهی مجدد نفرات آن، شروع به فعالیت و اعلام موجودیت کرد. رهبری این گروه را عبدالرحیم ملازاده ملقب به «صلاح‌الدین فاروقی» فردی از اهالی راسک به عهده دارد.این جریان اسلامی اولین عملیات خود را در آبان 1392 انجام داد. ویکی پدیا : عبدالرحیم ملازاده معروف به أبو المنتصر البلوشي یا دکتر ملازاده (زاده ۱۳۳۷ خورشیدی) نویسنده، پژوهشگر و از عالمان سنی سیستان است. وی از مبارزان با جمهوری اسلامی ایران و از مجریان و پایه گذاران شبکه وصال فارسی می‌باشد و برادر عبدالعزیز ملازاده است ( عبدالعزیز ملازاده (۱۲۹۵ سرباز - ۱۳۶۶ مشهد) از علمای اهل سنت، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی و برادر عبدالرحیم ملازاده  است. ) وی در سال ۱۹۷۹ م در دانشگاه اسلامی مدینه قبول شد. برای تکمیل تحصیلات به دمشق رفته و در سال ۱۹۸۴م از دانشکده شریعت دانشگاه دمشق فارغ التحصیل شد. فوق لیسانس را از دانشکده امام اوزاعی در بیروت گرفته و پایان نامه‌ای با عنوان: «تحول الفکر الإسلامی فی إیران من السنة إلی الشیعة خلال العهد الصفوی» نوشت. وی همچنین مؤسس «جامعه اهل سنت ایران» در لندن می‌باشد.(پس با توجه به این بیوگرافی جنگ تروریستی مابین عالمان مذهبی سنی در سیستان و بلوچستان و شیعه به رهبری خامنه ای و شرکا در حال گسترش است)

احتمال نزدیکی جیش العدل (در ایران) به لشکرتوحید و گردان های فاروق و لشکر داوود (در سوریه) بسیار زیاد است.
احتمال نزدیکی حرکت انصار ایران  و جیش الحسین(در ایران) به گردان های انصار الاسلام و لشکرجیش المسلمین (در سوریه) یا حتی احتمال نزدیکی به جبهه النصره وابسته به القاعده ( با توجه به ادبیات مشترک مانند حکومت رافضی صفوی که نسبت به رژیم جنایتکار اسلامی اطلاق می کنند واعتقاد به عملیات استشهادی) را دارند.

 سبک ساخت ویدئو های مربوط به عملیات های جیش العدل بسیار به ویدئوهای لشگر داوود شبیه است و نشان از نوعی نزدیکی و همکاری است.باید توجه داشت که لشگر داوود همان نیرویی بود که با نیروهای سپاه درگیر شدند و پس از کشته شدن فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران آنگاه ویدئوهای داخلی سپاه پاسداران در سوریه به دست آنان افتاد.
اکنون به جریانات اسلامی موجود در سوریه می پردازیم تا نشان دهیم که این بررسی ها با توجه به تنوع احزاب اسلامی در سوریه کار دشواری بوده است و همچنین این مطلب منبعی باشد برای بررسی و تحقیقاتی که در آینده صورت می دهیم و تلاش می کنیم که اشتباهات احتمالی آن را تا حد ممکن برطرف و ادیت کنیم.

 طبقه بندی انواع گروه‌های مسلح مخالف سوریه ( منبع سایتهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم)

1- گروه‌های عمده‌ای که از چند گروه کوچک‌ تر تشکیل شده است؛

جبهه اسلامی سوریه
فرمانده: ابو عبدالله الحموی
این گروه در دسامبر 2012 مدعی شد که از 25 هزار شبه‌ نظامی تشکیل شده است.
اتحادی از سلفی‌های تندرو که در دسامبر2012 ایجاد شد و بودجه خود را از روحانیون محافظه کار خلیج فارس تهیه می‌کند. این گروه خود را از ارتش آزاد سوریه که تحت حمایت غرب است جدا می‌داند و در رابطه خود با جبهه النصره بسیار با احتیاط برخورد می‌کند. این گروه برخلاف ارتش آزاد سوریه و جبهه آزادیبخش اسلامی سوریه، درجه‌ای از انسجام داخلی و هماهنگی ایدئولوژیک قابل توجهی از خود نشان داده و مدعی ایجاد دولت اسلامی براساس قوانین شریعت شده است.
زیرمجومه: احرار الشام که برجسته ترین گروه جبهه اسلامی سوریه است، گردان "حق"(حمص)، "گردان‌های حق" (شمال حما)، انصار الشام(شمال لاذقیه) و "ارتش توحید"(دیر الزور)
 
ارتش آزاد سوریه
فرمانده: ژنرال سلیم ادریس
تعداد اعضا: ادعاهای مختلفی مطرح شده، اخیرا در ژوئن 2013 ادریس مدعی شد که فرمانده 80 هزار شبه‌نظامی است.
این گروه که به "شورای عالی نظامی"  نیز معروف است در دسامبر 2012 پس از اعمال فشار غرب و کشورهای عربی ایجاد شد و به دنبال مطرح کردن خود به عنوان شاخه نظامی گروهی از مخالفان خارج نشین بود. کمک‌های مالی خارجی به فرمانده‌هان ارتش آزاد سوریه از جمله گروه فرمانده‌هان قدرتمند جبهه آزادیبخش اسلامی سوریه تحویل داده می‌شود، اما این فرماندهان کنترل عملیاتی نیروهای خود را آزادنه در دست دارند و به همین دلیل ادریس بیشتر یک سخنگو است تا رهبر نظامی. ادریس خود که گرایش‌سکولار دارد در حالی فرمانده ارتش آزاد سوریه است که بسیاری از جناح‌های آن را نیروهای اسلامگرا تشکیل می‌دهند.
زیر مجموعه: گردان‌های فاروق، گردان توحید، گردان‌های سقور الشام، گردان شهدای سوریه
 

جبهه آزادیبخش اسلامی سوریه
فرمانده: احمد عیسی الشیخ( از گردان صقور الشام)
دبیرکل: زهران آلوش( از گردان السلام)
تعداد اعضا: سخنگوی این گروه در ژوئن 2013 مدعی شد، بین 35 تا 40 هزار شبه‌نظامی عضو آن هستند.
جبهه آزادی بخش سوریه یک گروه اسلامگرای بی‌نظم است که در دسامبر 2012 تشکیل شد و در حدود 20 گروه مسلح از جمله گروه‌های پرنفوذ فاروق و توحید تشکیل شده است. جبهه آزادیبخش اسلامی سوریه در دسامبر 2012 به ارتش آزاد سوریه ملحق شد و هم اکنون قدرتمندین جناح آن است. 

2- گروه‌های کوچک
 

گردان‌های فاروق
فرمانده: اسما جنیدی
تعداد اعضا: بنا برگفته سخنگوی این گروه در حال حاضر در حدود14 هزار شبه‌نظامی عضو آن است
عمده فعالیت آن در حمص است و حضور قابل توجه‌ای در مرز ترکیه و سوریه دارد.
 


جبهه النصره
فرمانده: ابو محمد جولانی
تعداد اعضا: هزاران نفر و بیشترین شبه‌نظامیان خارجی جذب این گروه شده‌اند.
جبهه النصره از اواسط 2011 به صورت محرمانه شروع به سازماندهی خود با کمک القاعده در عراق کرد و به خاطر انجام  حملات انتحاری معروف شد.
 

جنبش اسلامی احرار الشام
فرمانده: ابو عبدالله الحموی
عمده فعالیت آن در شمال سوریه، ادلب، حما و حلب است.
تعداد اعضا: احتمالا10 هزار شبه‌نظامی
احرار الشام احتمالا بزرگترین گروه سلفی در سوریه است و در اوایل تابستان 2011 در منطقه حما تشکیل شد
 

گردان‌های شهدای سوریه
فرمانده: جمال معروف
تعداد اعضا: جمال معروف در دسامبر 2012 ادعا کرد بیش از 18 هزار شبه‌نظامی را تحت امر خود دارد، اما به نظر می‌رسد این گروه در نهایت10 هزار عضو داشته باشد.
عمده فعالیت این گروه در ادلب و جبل الزاویه است، در اصل نام این گروه شهدای جبل الزاویه بود اما به دلیل جاه‌طلبی جمال معروف در اواسط 2012 به شهدای سوریه تغییر نام داد.
 

گردان اسلام
فرمانده: زهران آلوش
تعداد: هزاران نفر
این گروه عمدتا در اطراف دمشق فعال است و  توسط خانواده آلوش از دوما واقع در جنوب دمشق ایجاد شد، پدر زهران آلوش در عربستان زندگی می‌کند، زهران در سال 2009 توسط دولت زندانی شد و پس از آزادی از زندان در اواسط 2011 گروه خود را تشکیل داد. این گروه به دلیل بمب گذاری در دفتر امنیت ملی سوریه در جولای 2012 معروف شد.
 
گردان توحید
فرمانده کل: عبدالعزیز سلامه
فرمانده نظامی: عبدالقادر صالح
تعداد: بنابر ادعای این گروه در حدود 11 هزار نفر و عمده فعالیت آن در حلب است.
 


گردان‌های سقور الشام
فرمانده: احمد عیسی الشیخ
تعداد: در حدود 10 هزار نفر
عمده فعالیت آن در جبل الزاویه و ادلب است

یکی از خوانندگان دیدبان (وابسته به برادران قاچاقچی سپاه پاسداران/اطلاعات سپاه) می نویسد :
تنها گروه وابسته به القاعده جبهه النصره هست البته گروه های سلفی جهادی نیز وجود دارند که وابسته به القاعده نیستند که می توان جبهه اسلامی سوریه رو نام برد

این جبهه شامل این گردان ها می شود که هر کدام در مناطقی از کشور سوریه می جنگند.

حرکت اسلامی احرار الشام(آزادگان شام) که در همه استان های کشور سوریه حضور دارد.

لواء الحق(لشکر حق) (در حمص)

حرکت الفجر الإسلامیه (در حلب و حومه آن)

جماعت الطلیعه الإسلامیه (در حومه ادلب)

گردان انصار الشام (در لاذقیه و حومه آن)

گردان مصعب بن عمیر (در حومه حلب)

جیش التوحید (در دیر الزور)

گردان صقور الإسلام

گردان الإیمان

گردان حمزه بن عبد المطلب( در دمشق و حومه آن)

این حرف گزارش شما هم غلطه

ارتش آزاد سوریه قدرتمندترین واحد نظامی مخالفان نیست و نمی توان آن را ستون فقرات حرکت مسلحانه دانست

قدرتمندترین واحد نظامی مخالفان هم اکنون جبهه آزادسازی سوریه(جبهه تحریر سوریا الاسلامیه)هست که از هیچ فرماندهی مشترکی در خارج از سوریه پیروی نمی کنه و میشه گفت به صورت مستقل عمل می کنند

از تعداد دقیق اعضای آن اطلاع دقیقی ندارم اما گفته میشه تعداد اونها دستکم 40 هزار شبه نظامی مسلح هست

این جبهه شامل گروه های زیر است
1:لشکر توحید
2:گردان های صقور الشام
3:لشکر فتح
4:گردان های فاروق
5:لشکر اسلام
6:تیپ اسلام
7:گردان های انصار الاسلام
8:تجمع گردان های بزاعه
9:لشکر اهل بیت
10:لشکر فرقان
11:هیئه امر بالمعروف و نصره المظلوم
12:لشکر فجر الاسلام
13:حرکه التحریر الوطنیه
14:گردان های شورای نظامی در دیر الزور
15:لشکر عبد الرحمان
16:لشکر حمص القدیمه
17:لشکر داوود
18.گردان های صقورِ الکردِ از القامشلی و از استان حمص
19.گردان حمصَ العدیه.
20. گردان محمدِ بنِ عبدِ الله.
21. گردان الشهیدِ احمدْ عوده. 22.گردان قلعهِ حمصَ.
23.گردان شهداءِ بابا عمرو.
24.گردان فرسانِ الحق.
25.گردان البراء بن مالک.
26.گردان عبد الله بن مسعود .
27.گردان جند الله.
28.گردان صقورِ حمص.
29.گردان ذو النورین.
30.گردان های العزّ بن عبد السلام
31.گردان های الهجره إلی الله
32.گردان الناصر صلاح الدّین
البته ممکنه گروه های دیگری هم باشند که زیر نظر جبهه تحریر سوریا الاسلامیه(جبهه اسلامی آزادسازی سوریه)فعالیت می کنند که اینجا نامشون نیومده



لینک و مطالب دیگری در همین رابطه : سلفی­ها و نیروهای افراطی در سوریه و جنگ نیابتی
 امیر سلفی‌های کُردستان ایران کشته شد+عکس

پاینوشت : اشاره به منابع خبری گوناگون به معنی تائید خبرگزاری ها نیست و برای مستند بودن مطلب تحقیقی و تحلیلی بایستی به منابع خبری اشاره کرد یا لینک داد.
 
ضمنا جنگ جریان ارتجاعی جیش العدل (و دیگر گروه های مشابه و فعال در سیستان و بلوچستان) با جمهوری ارتجاعی جمهوری اسلامی در راستای جنگ نیابتی بین دولتهای اسلامی حاکم بر ایران و منطقه مانند عربستان و قطر و...... است که به جنگ سنی با شیعه تبدیل شده است.


نظام جلالی 13.11.2013


در ضمن هر نوشته ای که نام فرد پای آن است به معنای آنست که نظر نویسنده می باشد .

۱۳۹۲ آبان ۲۰, دوشنبه

ابهامات و نکاتی پیرامون ترور میرشمس‌الدین پورباقری, مجتبی احمدی , صفدر رحمت‌آبادی و موسی نوری قلعه‌نو


 با توجه به اخبار موجود تا امروز 3 شنبه 12.11.2013 ابهاماتی پیرامون ترور میرشمس‌الدین پورباقری عضو هیئت مدیره شهر جدید پرند و شهردار اسبق انزلی و لاهیجان
, ترور مجتبی احمدی فرمانده جنگ سایبری رژیم

,ترور صفدر رحمت‌آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت، معدن و تجارت
, موسی نوری قلعه‌نو دادستان زابل
وجود دارد .
پس از آنکه سازمان ارتجاعی اسلامگرایان موسوم به جیش العدل ترور موسی نوری قلعه نو دادستان رژیم جنایتکاردر زابل را به عهده گرفت و ادعا کرد که فیلم عملیات بزودی در دسترس رسانه ها قرار خواهد گرفت این ادعا می توانست در آن روز موقتا مورد قبول واقع شود تا زمانی که اخبار و اطلاعات جدیدی به رسانه ها نرسیده باشد و اتفاقات جدیدی به وقوع نپیوسته باشد.
 منصور حقیقت‌پور نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفت‌وگو‌یی تاکید کرد که حادثه ترور دادستان زابل هیچ ارتباطی به موضوع سراوان ندارد و به دلایل غیرسیاسی این کار انجام شده است.
 بعد از ترور زابل 2 ترور دیگر نیز صورت گرفته است یعنی ترور صفدر رحمت‌آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت، معدن و تجارت و ترور میرشمس‌الدین پورباقری عضو هیئت مدیره شهر جدید پرند و شهردار اسبق انزلی و لاهیجان و قبل از ترور زابل نیز ترور پاسدار مجتبی احمدی در کرج صورت پذیرفته بود .
نکته اشتراک ادعای رژیم در هر 4 مورد تاکید بر عدم ترور سیاسی بوده است و اینکه اساسا قتل ها غیر سیاسی بوده اند اتفاقا اینجا است که ابهامات بیشتری ایجاد می کند که چطور کشته شدن 4 مقام دولتی با انگیزه غیرسیاسی صورت گرفته است ?
نکته مشترک دیگر گویا در هر 4 ترور بودن آنها در ماشین های خود هنگام ترور بوده است و در 3 مورد با اسلحه و 1 مورد با چاقو قتل صورت گرفته است
اگر اظهارات رژیم را تا اینجا درنظر بگیریم ظاهرا در 2 مورد بجز ترور زابل قاتل یا قاتلین مقامات رژیم را غافلگیر نکردند و به زبانی دیگر آشنا بوده اند و در مورد پاسدار مجتبی احمدی رژیم بسیار ضد و نقیض برخورد کرد و در این رابطه با 3 مورد دیگر مشخص نشد که بالاخره به کدامیک شبیه بوده است?

از این 4 قتل 2 قتل در کرج صورت گرفته است.یعنی ترور مجتبی احمدی و ترور شمس‌الدین پورباقری و یکی زابل و یکی در تهران و در رابطه با همین خبر یکی از کاربران بالاترین می نویسد  : " احتمال می دهید که افرادی که ترور شده اند، وجه مشترکشان چه هست؟ پاسداری که در کرج کشته شد را نمی دانم ولی این دو نفر دیگر، حکومتی های برآمده از قومیت های غیر فارس هستند. شاید هم نفرات را بدون دلیل خاص انتخاب می کنند جهت وحشت آفرینی" 
با توجه به اطلاعات رسانه ای تا کنونی به باور من این ترورها یا بخشی از آن به احتمال زیاد کار خود باندهای مافیایی حکومت است و مربوط به جنگ قدرت درونی حاکمیت می باشد که البته حوادث و اخبار آینده هر چه بیشتر می تواند تحلیل ما را به واقعیت نزدیکترکند.

نظام جلالی 12.11.2013

 پاینوشت : هر نوشته ای که نام فرد پای آن است به معنای آنست که نظر نویسنده می باشد .


۱۳۹۲ آبان ۱۹, یکشنبه

احتمال ارتباط مابین ترور پاسدارمجتبی احمدی با ترور صفدر رحمت‌آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت

صفدر رحمت‌آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت، معدن و تجارت بود. او در تیرماه 1390 از سوی مهدی غضنفری، وزیر وقت صنعت به عنوان معاون پارلمانی وزارت صنعت منصوب شد و در آغاز کار دولت یازدهم و وزارت محمدرضا نعمت زاده، نیز معاون پارلمانی وزارت صنعت، معدن و تجارت بود

 صفدر رحمت آبادی معاون هماهنگی و امور مجلس وزارت صنعت ، معدن و تجارت در آبان سال 1391 می گوید :" تعامل بین قوای سه گانه بستر مناسبی برای فعالیت اقتصادی در كشور فراهم می كند :
 گردهمائی سراسری مدیران سازمانهای صنعت ، معدن و تجارت استانها با حضور دكتر غضنفری ، جمعی از معاونان ومدیران سازمانهای صنعت ، معدن و تجارت استانها برگزار شد. وی ضمن تاكید بر ضرورت تعامل و تفاهم میان قوای سه گانه كشور گفت : هماهنگی قوای مقننه و مجریه می تواند بستر مناسبی برای فعالیتهای اقتصادی فراهم نماید .امروز ما در مقابل دشمنی كار می كنیم كه همه امكانات را دارد و تحریم های سنگینی را بركشور ما تحمیل كرده است ، راه برون رفت از مشكلات موجود همانگونه كه مقام معظم رهبری گفته است، اقتصاد مقاومتی می باشد واین هدف جز در سایه همكاری سه قوه ، وجود مجریان كارآمد و ناظران متخصص در نهادها ی نظارتی امكان پذیر نیست . "

به گزارش ایرنا صفدر رحمت‌آبادی، معاون پارلمانی وزارت صنعت، معدن و تجارت در شبانگاه روز یکشنبه 10 نوامبر / 19 آبان 1392  در میدان سبلان، ابتدای خیابان گلبرگ تهران منطقه نارمک ترور شد و در دم جان باخت .بر اساس این گزارش یک تیر به سینه و یک تیر به سر او شلیک شده است.یکی از ماموران پلیس حاضر در محل حادثه گفته است: «بررسی‌ها نشان می دهد دو گلوله از داخل خودرو به مقتول شلیک شده است. با توجه به پیدا شدن پوکه‌های دو گلوله در داخل خودرو، به احتمال قوی ضارب در داخل خودرو در حال گفت‌وگو با آقای رحمت‌آبادی بوده است.» آن‌طور که این مامور پلیس گفته است: «هیچ اثری از درگیری و ضرب و شتم در محل سوءقصد مشاهده نشده است.»

 به گزارش خبرگزاری مهر" حدود ساعت ۲۱ و ۱۵ دقیقه یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۲ وقوع این قتل در خیابان گلبرگ تهران به پلیس اطلاع داده شده است. جسد صفدر رحمت آبادی در داخل خودروی پژو پارس آبی رنگ از سوی عابران کشف شده بود."

 با توجه به اینکه تازه چند ساعتی از خبر ترور صفدر رحمت‌آبادی معاون پارلمانی وزارت صنعت، معدن و تجارت می گذرد بنابراین تحلیل دست های پشت پرده آن با توجه به اخباری که با سیستم قطره چکانی از سوی خبرگزاریهای رژیم منتشر می شود کار آسانی نیست اما من تا الان احتمال می دهم که این ترور ارتباطی با ترور دادستان زابل یا حمله به پاسگاه سراوان که توسط جریان ارتجاعی اسلامی جیش العدل صورت گرفت ندارد بلکه بیشتر احتمال ارتباطی با ترور "پاسدار مجتبی احمدی فرمانده ارتش سایبری"دارد.

 رئیس پلیس امنیت تهران: احتمالا قتل رخ داده نه ترور

"سرهنگ علیرضا محرابی، رئیس پلیس امنیت تهران بزرگ نیز در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی تسنیم درباره قتل صفدر رحمت‌آبادی معاون پارلمانی وزیر صنعت اظهار داشت: احتمالاً قتل آقای رحمت‌آبادی با انگیزه‌های شخصی رخ داده است و موضوع ترور و مسائل سیاسی در کار نبوده است."

از آنجائیکه دقیقا در ترور پاسدار مجتبی احمدی نیز روابط عمومی "سپاه امام حسن مجتبی استان البرز" با انتشار اطلاعیه‌ای مرگ یکی از کارکنان سپاه این استان را "حادثه‌ای ناگوار" خواند . در این اطلاعیه همچنین از به‌ کار بردن اصطلاح «ترور» خودداری شده و به جای آن تاکید می‌شود که «حادثه‌ای ناگوار برای یکی از کارکنان سپاه امام حسن مجتبی» رخ داده است. 

از آنجائیکه این 2 ترور یکی در تهران و دیگری در کرج رخ داده است و رژیم فورا و با عجله طی چند ساعت هر دو مورد را نه ترور بلکه قتل و غیر سیاسی عنوان کرده بنابراین این دو ظن و گمان را ایجاد می کند که یکی می تواند این ترور درون گروهی بوده باشد و خود باند های مافیایی قدرت در آن دست داشته باشند و در واقع یک درگیری درون حاکمیتی بوده است یا اینکه این قتل سیاسی توسط مخالفین و مردم صورت گرفته است و برای اینکه اقتدار پوشالی رژیم نزد افکار عمومی آسیب نبیند سیاسی بودن قتل را منکر می شوند و می دانند که اگر قتل را سیاسی معرفی کنند باید به شدت پیگیر آن شوند و اگر باندهای خود رژیم زده باشند که با عوامل آن باید علنا در بیفتند و اگر هم توسط مخالفین نظام کشته شده باشد و نتوانند جلوی ادامه قتل ها را بگیرند در نتیجه مردم به پوشالی بودن دستگاه های امنیتی رژیم پی می برند و ترسشان می ریزد برای همین می خواهند قضیه را شخصی جلوه دهند اما ادامه احتمالی این قتل ها در آینده کارایی این سیاست رژیم را از بین می برد اما رژیم تلاش خواهد کرد که بگوید بین اینگونه قتل ها ارتباطی نیست اما همیشه نمی تواند بگوید شخصی و غیرسیاسی بوده است. 

البته احتمال اینکه ترور توسط خود باندهای مافیایی حکومت بوده باشد بسیار بیشتر است. 

لینک خبر جدید مرتبط   :

قتل دو مقام دولتی در اتومبیل‌شان به فاصله سه روز

نظام جلالی 11.11.2013  

 پاینوشت : هر نوشته ای که نام فرد پای آن است به معنای آنست که نظر نویسنده می باشد .

۱۳۹۲ آبان ۱۷, جمعه

برای اینکه بت پرست نباشی،کافی نیست که بت ها را شکسته باشی، باید خوی بت پرستی را ترک گفته باشی

منبع عکس 1


منبع عکس 2 

منبع عکس 3



منبع عکس 4 

برای اینکه بت پرست نباشی،کافی نیست که بت ها را شکسته باشی،
باید خوی بت پرستی را ترک گفته باشی.

فردریش نیچه


پاینوشت: در اینجا اشاره به جمله ای از نیچه نه در تائید یا رد نیچه است و صرفا برای بیان و توضیح عکس ها و ارتباط آنها با هم بکار رفته است. 
منابع عکس هم نه به معنای تائید یا رد منبع عکس بلکه صرفا اشاره به منبع عکس است

۱۳۹۲ آبان ۱۵, چهارشنبه

دادستان شهر زابل ترور شد




اعدام کردها و بلوچ ها….ترور دادستان زابل ….چو باد میکارید طوفان  درو می کنید .
آخوند ابراهیم حمیدی رئیس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان نوشته است که بین ترور دادستان زابل  موسی نوری قلعه‌نو، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان زابل، و حوادث هفته گذشته در استان سیستان و بلوچستان ارتباطی وجود ندارد و افزوده است که «عوامل تروریستی در شمال و جنوب استان ماهیتا با هم تفاوت دارند.»وی درباره‌ ارتباط ترور دادستان زابل با اعدام‌های اخیر در سیستان و بلوچستان گفت: این موضوع هیچ ارتباطی با اعدام‌های اخیر ندارد. این حادثه در منطقه سیستان و زابل توسط اشرار این منطقه اتفاق افتاده و ماهیتا با اشرار منطقه بلوچستان متفاوت است.رجبعلی شیخ زاده معاون سیاسی امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان تصریح کرد: فرد تروریست بعد از انجام این عمل غیرانسانی خود از محل حادثه متواری شده است.(جالب است که وقتی عوامل سرکوب خودشان کشته می شوند به یاد عمل غیرانسانی می افتند و اعمال ضد انسانی خود و اعدام اسرا در زندان را غیرانسانی نمی دانند)
اما این در حالی است که سازمان جیش العدل  مسئولیت کشتن دادستان زابل  موسی نوری قلعه‌نو را به عهده گرفته است که « پس از اعدام 16 تن از جوانان بی گناه بلوچ تصمیم گرفتند یکی از مقامهای قضائی نظام در بلوچستان را به انتقام اعدام جوانان بی گناه از بین ببرند و در حالی که نیروهای اطلاعاتی مشغول کار در بلوچستان بودند و به زابل فکر نمی کردند عملیات با موفقیت کامل صبح امروز چهارشنبه 15 آبان در شهر زابل  ساعت هفت و نیم در برابر بیمارستان امیر المومنین زابل به اجرا در آمد و مبارزان توانستند موسی نوری دادستان انقلاب و عمومی شهرستان زابل را به هلاکت برسانند و در حالی که ماموران اطلاعاتی و مقامات منطقه ای گیج بودند و فکر نمی کردند مبارزان به زابل برسند مبارزان توانستند خود را از محل دور کنند و به نقاط امن برسند.

سازمان جیش العدل همچنین نوشته است که محمد مرزیه دادستان زاهدان در لیست سیاه این سازمان قرار دارد و به امید الله به سزای جنایات ننگینش خواهد رسید و سازمان اعلام می نماید که هر کس محمد مرزیه را به سزای جنایاتش برساند صد ملیون تومان جایزه دریافت خواهد کرد.

اطلاعیه با تاخیر صادر شد تا مبارزان به نقاط امن برسند بدون اینکه ماموران اطلاعاتی بتوانند معابر و راهها را رصد نماید.

فیلم عملیات بزودی در دسترس رسانه ها قرار خواهد گرفت»

شهرستان زابل در شمال سیستان و بلوچستان و در ۲۰۰ کیلومتری زاهدان قرار دارد و با کشور افغانستان هم مرز است.

نماینده زابل: مظنونان به ترور دادستان زابل دستگیر شده‌اند

پاینوشت : این نوشته ,مقاله یا تحلیل سیاسی نیست بلکه صرفا یک خبر است که به منابع گوناگون خبری در نوشته نیز اشاره شده است و اشاره به منابع خبری گوناگون به معنی تائید خبرگزاری ها نیست و برای مستند بودن خبر به منابع خبری اشاره شده است.
ضمنا در مورد سازمان جیش العدل که شاخه ایرانی یکی از جریانات ارتجاعی اسلامی در سوریه است مطلبی جداگانه نوشته خواهد شد و جنگ جیش العدل با جمهوری ارتجاعی جمهوری اسلامی یک جنگ نیابتی بین دولتهای اسلامی ایران و منطقه است.

۱۳۹۲ آبان ۱۳, دوشنبه

برای شیرکو معارفی


این ما نبودیم که جنگ را آغاز کردیم
نه ,نه ,جنگ سالها است که آغازگشته
جنگ آغاز گشته و ما نظاره گر مقاومت ها
عفریت مرگ خود را بر هر دشت و بومی گسترانیده 
جوانان اسیر ما را کشتند و خود جنگ را تقبیح کردند
برای سربازان جنگ خود گریستند و ما را سرزنش کردند
در جنگ با خود از صلح گفتند و نیشخند تحویلمان دادند
در جنگ و حضورشان در کشتار مردم سوریه از حرم گفتند 
اعدام شیرکو معارفی اعلام و اصرار شما در جنگ با مردم بود

این ما نبودیم که جنگ را آغاز کردیم
 نه ,نه ,جنگ سالها است که آغازگشته

پاینوشت:هدف ازمنابع لینک داده شده نه به معنی رد یا تائید یا تبلیغ بلکه برای توضیحات بیشتر در باره این نوشته کوتاه بوده است که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند و تا حدی منظورمان را برساند.



برای سربدار شیرکو معارفی


برای سربدار شیرکو معارفی

 دشمن به چه می اندیشد
  زیر هر بوته بلوط کوهستان
یک قلب سرخ که به اندازه
کردستان وسعت دارد
پرشور و گرم
می طپد
در تمام کردستان پراکنده
می شویم

۱۳۹۲ آبان ۱۲, یکشنبه

چگونه می توان مبارزه کرد که به تغییر رژیم منجر شود?


بعد از گذشت 35 سال از حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی همچنان این سئوال مطرح است که چگونه می توان مبارزه کرد که به تغییر رژیم  جمهوری اسلامی منجر شود?
پس از درگیری افراد مسلح اسلامیست با مرزبانان هنگ مرزی جمهوری اسلامی ناب محمدی در نقطه صفر مرزی بخش کوهک در محدوده پاسگاه ۱۶۷ گزبستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ( که باعث مرگ دست‌کم ۱۴ مرزبان ایرانی و مجروح شدن ۵ تن دیگر از آنان شد و چهار مرزبان نیز از سوی این افراد مسلح به اسارت گرفته شدند که در 1 روز پس از آن ۱۶ تن در زندان زاهدان به عنوان «مقابله به مثل» اعدام شدند)  دوباره بحث چگونه برخورد با این حوادث ( که جمهوری اسلامی مقصر اصلی آن است)  در بین اپوزیسیون مطرح شده است ومقالات زیادی به نگارش در آمده است و طبق معمول یا صرفا با نوشتن مطلبی در باره آن اعلام موضع کردند یا آکسیون اعتراضی را در خارج از کشور سازماندهی کردند که این اقدامات واکنشی فاقد هر گونه تاثیر در تغییر عملکرد رژیم ( در این 35 سال ) بوده است و تا چه برسد به آنکه باعث شود که مردم از شر جمهوری جنایتکار اسلامی راحت و خلاص شوند و اپوزیسیون مترقی طبق معمول فاقد هر گونه طرح پیشگیرانه و کنش گرایانه ای می باشد. "برای رهایی جامعه به دو عنصر آگاهی و شجاعت نیاز است. آگاهی برای تشخیص راه درست و شجاعت برای گام برداشتن در آن راه. روش مبارزاتی نیروهای آزادیخواه و انقلابی در «طغیان گری مستمر» است، عصیان مداوم بر علیه همه ی نمودهای ستمگری مادی و معنوی.اگر بتوانیم به طور دائم آرامش و آسایش دولت/ طبقه ی مرفه را برهم بزنیم و در باره ی چرایی و چگونگی این کنشگری، طبقات محروم را به طور گسترده و از نزدیک در جریان بگذاریم، بی شک یک نتیجه ی مشخص حاصل خواهد شد.می بایست ازهر موقعیتی برای روشنگری توده ها و زیر سوال بردن نظم حاکم بهره برد,مبارزه و زندگی را به سان دو چهره از یک واقعیت مشترک به هم می آمیزیم. هدف را می شناسیم و هرگز از یاد نمی بریم که هر کنش کوچک و هر کلام، به شرط آنکه هدفمند باشد به ثمر می نشیند.در یک کلام کاری میکند تا نظم اجتماعی نابرابر حاکم برجامعه به طور پیوسته مختل شود و نتواند ادامه یابد. کاری میکند که طبقات برتر دریابند که نمی توانند به بهره کشی انسان ها ادامه دهند. هر طور که ممکن است باید سیستم را فلج کند و کارکرد عادی دستگاه دولت را که ابزار دست طبقه ی حاکم است از کار میاندازد. نبرد اجتماعی انسان هایی که نمی خواهند به نظم برده وار حاکم تن دردهند.
اگر کنش به جای کلام تبدیل به معیار گردد، طبیعی است که قضاوت و تصمیم گیری بهتر و آسان تر می شود. کدام نیرو برای سیستم خطر آفرینی می کند و کدام نیرو تلاش می کند از خطر آفرینی برای سیستم بپرهیزد.
در کنشگری نه تردید باید کرد و نه راه گم می بایست کرد. وقتی بدانیم که بقای نابرابری در گرو نظم است می دانیم که زیر سوال بردن نابرابری نیز با بر هم زدن این نظم میسر است. پس کاری که باید کرد این است که در هرکجا، به هر شکل مصداق ها و نمودهای نظم نابرابر و ضد انسانی حاکم برروابط طبقاتی/اجتماعی را زیر سوال برد. در نتیجه زیربنا و روبنای سیستم یعنی هر دو را با هم باید مورد هدف قرار داد.
اما کنشی که بخواهد این نظم را زیر سوال برد چیست ؟
اینکه در چه مقطعی می‌توان به آن مرحله از آگاهی و شجاعت مجهز شد که هر طور که ممکن است سیستم/دولت/ طبقه ی حاکم را انداخت.
برای یک انسان ستمدیده، هیچ کنشی انسانی تر از مقاومت رادیکال نیست. انرژی نهفته در مبارزه ی رادیکال یگانه شکل بازسازی ضعف های تاریخی محرومین است ,چرک تاریخی و اجتماعی استثمار تنها در مقاومت رادیکال است که بیرون می ریزد و انسان رها شده از بند را با خویش و جامعه آشتی داده و اعتماد به نفس و آرامش را به همه ستمدیدگان باز می گرداند. به این معنی مبارزه ی رادیکال آموزش توده ها برای بدست گرفتن سرنوشت خویش است.
به همین دلیل نیز مبارزه ی رادیکال انتخاب بین بد و بدتر نیست،بهترین انتخاب است.
تمامی کسانی که تحت لوا و دلایل مختلف از اجرا، یا تایید این واقعیت بدیهی شانه خالی می کنند خواسته یا ناخواسته همدستان استثمار گران هستند. هیچ آزادیخواهی به نفی مبارزه ی رادیکال نمی پردازد. آزادی یک جامعه در گرو آزادی محرومترین بخش های آن است.
بقا سیستم ناشی از این است که مخالفانش برای مقابله ازروش نامناسبی بهره می برند. روشی که کمترین آسیبی به سیستم نمی زند، یعنی روش اداری، گفتاری، «قانونی»، «مسالمت آمیز که نباید فراموش کرد که در جهان واقعیات، همیشه آنکس که حق دارد پیروز نمی شود، بلکه آنکه درست عمل می کند. زیرا واقعیت ها بر اساس عمل مشخص است که تغییر می کنند و نه بر اساس گفتار و رویاپردازی.
بدیهی است که مبارزه ای انقلابی نیازمند فراهم ساختن بستر مادی و ذهنی آن در جامعه است. این نیز میسر نمی شود مگر آنکه برای مبارزه انقلابی, تکیه آگاه بر قهر سازمان یافته به عنوان یک استراتژی پذیرفته شود."

جمهوری اسلامی با احداث 374 کیلومتر کانال ,احداث 105 کیلومتر دیوار بتونی و 30 کیلومتر سیم خاردار و با بکار گیری تمامی نیروهای نظامی و تسلیحاتی خود در مراقبت از زندانی به نام ایران اما همچنان ضربه پذیر و عاجز از رویارویی با تعدادی از مخالفین مسلح خود (فارغ از اندیشه سیاسی یا مذهبی آنان) می باشد.
اینگونه مبارزات مسلحانه آنهم تازه توسط نیروهایی که خود جریانات ارتجاعی اسلامی هستند ره به جایی نمی برد و اگر جریانات مترقی و سکولار وارد مبارزات رادیکال نشوند در واقع مانند سوریه به دلیل غیرفعال بودنشان در جنگ با رژیم دیکتاتوری بشار اسد ,طبیعی است که جریانات اسلامی و ناسیونالیست های مغلوب می توانند مانند سوریه اوضاع سیاسی و نظامی را در انحصار خود بگیرند و باعث انزوای نیروهای مردمی مترقی شوند بنابراین راهی بجز آغاز گسترده مبارزات مسلحانه رهایی بخش نیست که هر چه سریعتر باید برای تدارک آن برنامه ریزی و اقدام عملی کرد و این مبارزات نه به شیوه حمله به پاسگاه مرزی بلوچستان(هر چند که همین اقدام کوچک مسلحانه باعث ایجاد ترس در بین نیروهای نظامی در سراوان شده است . اسماعیل می نویسد : "برادرم در اون منطقه سراوان خدمت مي كنه،از وقتی این افراد متاسفانه كشته شدن، حسابي ترسیده و هر شب زنگ میزنه که فرار میکنم و ....) بلکه ابتدا اعلام آمادگی و حمایت افراد و نیروهای رادیکال جنبش مبارزاتی و تدارک برای چنین مبارزه ای است تا چنانکه شرایطی مانند عاشورای 88 پیش بیاید که به قول خود رژیم در آن روز تهران سقوط کرده بود بتوان به عنوان بازوی مسلح مردم از آنان و حرکتشان دفاع کنیم و طرفداران رژیم بدانند که اگر به سرکوب مردم بپردازند آنگاه باید هزینه بپردازند.
زمانی که یک حرکت آزادیبخش از نیروهای مردمی شکل بگیرد قطعا نیروهای امنیتی به جای ترس از سرپیچی ازحکم سرکوبگران و فرماندهان خود بیشتر از قهر مردم خواهند ترسید و در کنار و همراه نیروهای مردمی قرار خواهند گرفت و تا زمانی که اوضاع آرام است و مقاومت و مبارزه ای وجود ندارد نمی توان از مخالفین که در بین نیروهای نظامی هستند انتظار سرپیچی و پیوستن به جنبشی داشت که هنوز وجود خارجی ندارد.
امید به تغییر فقط در سایه مبارزات گسترده آزادیبخش و مبارزات مستمررهایی بخش در غالب تشکیل یک جبهه مردمی است یا حداقل ایجاد یک "شبکه همکاری مبارزاتی" است.
بنابراین در اولین اقدام نیروها و افراد رادیکال می توانند با انتشار یک بیانیه مشترک زمینه تدارک یک حرکت آزادیبخش را برنامه ریزی کنند.

نظام جلالی 03.11.2013


پاینوشت : هر نوشته ای که نام فرد پای آن است به معنای آنست که نظر نویسنده می باشد .


 

به احتمال زیاد تو نیز یک آنارشیست هستی...٬ برگردان از الهه بقراط

الاهه بقراط

به احتمال زیاد تو نیز یک آنارشیست هستی...٬ برگردان از الهه بقراط

بخش بزرگی از رفتارهای ضداجتماعی که سبب می‌شوند ما به این بیندیشیم که به ارتش، پلیس، زندان و دولت‌ها نیازمندیم تا زندگی ما را کنترل کنند، بر پایه بی‌عدالتی‌های سیستماتیک بروز می‌کند که اتفاقا به وسیله همان ارتش، همان پلیس، همان زندان‌ها و همان دولت‌ها به وجود می‌آیند. هر بار که شما به جای تصمیم گرفتن به عنوان یک فرد، با یافتن توافق‌ و یا گوش دادن به دیگران، بر تفاوت‌های خود با آنها غلبه می‌کنید، شما یک آنارشیست هستید! هر بار که شما چیزی را با دوستانتان تقسیم می‌کنید، و یا با همدیگر تصمیم می‌گیرید، شما یک آنارشیست هستید! 


دیوید گرابر
برگردان از الاهه بقراط
شاید شما هم جایی شنیده باشید که آنارشیست‌ها ظاهرا کیستند و چه اعتقادی دارند. احتمالا همه آن چیزی که شنیده‌اید، مزخرف است. زیرا خیلی‌ها فکر می‌کنند آنارشیست‌ها طرفدار خشونت، هرج و مرج و ویرانی و علیه هر شکلی از نظم و سازمان‌یافتگی هستند، یا اینکه نیهیلیست‌های دیوانه‌ای هستند که می‌خواهند همه چیز را از بین ببرند. همه اینها به شدت غلط است. آنارشیست‌ها خیلی ساده به این اعتقاد دارند که انسان‌ها می‌توانند مناسبات خوبی با یکدیگر برقرار کنند بدون آنکه لازم باشد کسی آنها را به آن مجبور کند. آنارشیسم در واقع یک ایده بسیار ساده است. اما صاحبان ثروت و قدرت از دیرباز آن را به شدت خطرناک قلمداد می‌کنند.
به زبان ساده، آنارشیسم بر دو فرض بنیادین قرار دارد:
یکی اینکه، انسان‌ها در یک شرایط معمولی آنقدر خردمند و نجیب هستند که آنها را به حال خودشان گذاشت تا خود و جامعه خویش را سازماندهی کنند بدون آنکه لازم باشد به آنها گفت چگونه.
دیگر اینکه، قدرت فاسد می‌کند.
در آنارشیسم موضوع بیش از هر چیز بر سر این است که آن شهامتی را ایجاد کرد که به وسیله آن بتوان آنچه را دور و بر ما روی می‌دهد، واقعا جدی گرفت و بر روی آنها به طور مداوم و تا به آخر تأمل کرد. ممکن است عجیب به نظر آید اما در بسیاری از نکات تعیین کننده، شاید شما نیز احتمالا آنارشیست باشید حتا اگر آن را ندانید. به چند نمونه در زندگی روزانه نگاهی می‌افکنیم:
نمونه یک: شما در صف یک اتوبوس که پر از مسافر است ایستاده‌اید. آیا منتظر می‌مانید تا نوبت شما برسد، و دیگران را هُل نمی‌دهید، اگرچه تا چشم کار می‌کند از هیچ پلیس و مأموری خبری نیست؟
اگر پاسخ شما «بله» است، شما مانند یک آنارشیست رفتار کرده‌اید! اصل اساسی آنارشیستی چیزی جز خودسازماندهی نیست: انسان‌ها حتما نباید با یک مجازات تهدید شوند تا به توافق‌های خردمندانه در مناسبات با یکدیگر برسند و یا به شایستگی و احترام با یکدیگر برخورد کنند.
همه انسان‌ها فکر می‌کنند در این موقعیت هستند که عاقلانه رفتار کنند. اگر شما فکر می‌کنید که ما به قوانین و نهادهای حقوقی نیاز داریم، تنها به این دلیل است که نمی‌خواهید باور کنید که بقیه انسان‌ها نیز خود را در همان موقعیت می‌بینند! اما، آیا همه این انسان‌ها درست همان گونه که شما درباره آنها فکر می‌کنید، راجع به شما فکر نمی‌کنند؟
آنارشیست‌ها این گونه استدلال می‌کنند که بخش بزرگی از رفتارهای ضداجتماعی که سبب می‌شوند ما به این بیندیشیم که به ارتش، پلیس، زندان و دولت‌ها نیازمندیم تا زندگی ما را کنترل کنند، بر پایه بی‌عدالتی‌های سیستماتیک بروز می‌کند که اتفاقا در وهله نخست به وسیله همان ارتش، همان پلیس، همان زندان‌ها و همان دولت‌ها به وجود می‌آیند.
انسان‌ها عادت کرده‌اند که اگر با آنها طوری رفتار شود که انگار عقیده‌شان هیچ اهمیتی ندارد، خشمگین و بدبین می‌شوند و حتا دست به کارهای خشونت‌آمیز بزنند، چیزی که تا حدی به درستی به دارندگان قدرت این امکان را می‌دهد که ادعا کنند عقاید این انسان‌ها اعتباری ندارد. اما اگر این انسان‌ها دریابند که عقاید آنها به اندازه عقاید دیگر انسان‌ها اعتبار دارد، آنگاه به طرز عجیبی معقول و منطقی می‌شوند.
خلاصه اینکه، آنارشیست‌ها معتقدند بیش از هر چیز این قدرت و تأثیرات قدرت است که انسان‌ها را بی‌فکر و بی مسئولیت به بار می‌آورد.
نمونه دو: آیا شما عضو یک کلوپ، یک باشگاه ورزشی یا سازمان‌هایی هستید که داوطلبانه تشکیل شده‌اند و در آنها تصمیمات نه از بالا بلکه بر اساس دمکراسی از پایین گرفته می‌شود؟
بله؟ در این صورت به سازمانی تعلق دارید که بر اساس اصول آنارشیستی عمل می‌کند!
یک اصل اساسی دیگر آنارشیستی تعلق داوطلبانه است. در واقع، خیلی ساده، در آنارشیسم مسئله بر سر این است که اصول حقیقی دمکراسی را در زندگی روزانه پیاده کرد. البته با این تفاوت که آنارشیست‌ها به جامعه‌ای اعتقاد دارند که در آن همه چیز بر اساس این اصول سازماندهی می‌شود و در آن همه گروه‌ها با موافقت داوطلبانه اعضا تأسیس شده‌اند. به این ترتیب اشکال سازمانی پایگانی [هیرارشی] و نظامی، که به وسیله یک سلسله فرمان از بالا به پایین شکل می‌گیرد، مانند ارتش، دستگاه اداری یا شرکت‌های بزرگ دیگر ضرورتی ندارند.
شاید شما باور نمی‌کنید که چنین دنیایی ممکن باشد. اما هر بار وقتی که شما بر اساس یک همگرایی و نه تهدید به یک توافق دست می‌یابید، هر بار که شما پیمان‌های داوطلبانه با کسی می‌بندید یا با او توافق می‌کنید و یا به یک نتیجه مشترک می‌رسید، به طوری که در روند آن بر مشکلات و یا نیازمندی‌های دیگران آگاهی می‌یابید، شما یک آنارشیست هستید، حتا اگر هنوز بر آن آگاهی ندارید.
آنارشیسم همان چیزیست که انسان‌ها، وقتی به آنها اجازه داده شود، آنچه را انجام بدهند که دلشان می‌خواهد و همان چیزیست که بتوانند با انسان‌های آزاد دیگری وارد همکاری شوند که بر آن مسئولیت متقابلی که با خود چنین آزادی‌ای را می‌آورد، آگاه هستند. این، ما را به یک نکته تعیین کننده دیگر می‌رساند: در حالی که انسان‌ها، هنگامی که با دیگران به طور برابر روبرو می‌شوند، می‌توانند خردمند و با ملاحظه باشند، اما در طبیعت آنهاست که به محض اینکه یکی بر دیگران قدرت مسلط می‌یابد، این موقعیت [برابر] را از دست بدهند. اگر انسان‌ها به قدرت مجهز شوند، آنگاه از آن تقریبا بدون استثناء به این یا آن شکل سوء استفاده خواهند کرد.
نمونه سه: آیا گمان می‌کنید بیشتر سیاستمداران آدم‌های خودخواه و از خودراضی هستند که فقط به فکر ترقی خودشانند و منافع عموم برایشان هیچ اهمیتی ندارد؟
اگر پاسخ‌تان بله است، پس، از انتقاد آنارشیستی به جامعه امروزی، دست کم به طور کلی، حمایت می‌کنید. آنارشیست‌ها معتقدند که قدرت فاسد می‌کند و کسانی که در تمام زندگی برای قدرت تلاش می‌کنند، آخرین کسانی هستند که باید در سپردن این قدرت به آنها اعتماد کرد!
آنارشیست‌ها معتقدند نظام اقتصادی کنونی انسان‌ها را بیشتر برای خودپسندی و بی‌رحمی آنها پاداش می‌دهد تا برای رفتار درست و مشفقانه آنها. بسیاری از انسان‌ها به این سخن باور دارند. تفاوت در این است که بسیاری فکر می‌کنند نمی‌توان کاری علیه آن کرد، یا، آن گونه که نوچه‌های قدرتمندان مانند ترجیع‌بند همواره تکرار می‌کنند، هر کاری اوضاع را خراب‌تر از آنچه هست خواهد کرد.
اما اگر هیچ کدام از اینها درست نباشد، چه؟
آیا دلیلی وجود دارد که توضیح داد چرا ما چنین فکر می‌کنیم؟ بیشتر پیش‌بینی‌ها درباره یک دنیای بدون دولت‌های ملی و یا بدون سرمایه‌داری با بررسی‌های دقیق نشان می‌دهد که همگی از اساس غلط بوده‌اند. جوامع بسیاری بدون دولت وجود داشته‌اند. در بسیاری از نقاط جهان انسانی‌هایی هستند که همین امروز خارج از کنترل دولت‌ها زندگی می‌کنند، بدون آنکه همدیگر را از بین ببرند. آنها مانند خیلی از انسان‌های دیگر خیلی ساده زندگی خودشان را می‌کنند. وقتی در این تأمل می‌شود که چگونه می‌توان این را در یک جامعه پیچیدهِ شهریِ فنی پیاده کرد آنگاه با سلسله‌ای از پرسش برخورد می‌کنیم که برایشان پاسخی نداریم چرا که کمتر کسی درباره‌‌اش می‌پرسد. آنارشیست‌ها فکر می‌کنند درست همین پرسش‌ها را باید مطرح کرد.
نمونه چهار: واقعا شما به آنچه برای فرزندانتان تعریف می‌کنید (یا والدین شما برای شما تعریف کردند) باور دارید؟
«موضوع سر این نیست که چه کسی شروع کرد»، «یک بی‌عدالتی، بی‌عدالتی دیگر را از بین نمی‌برد»، «وسایل‌ات را مرتب کن»، «آنچه را بر خود نمی‌پسندی، بر دیگری مپسند»، «به آدم‌ها برای اینکه مثل تو نیستند، بدی نکن». شاید ما باید سرانجام تصمیم بگیریم که وقتی به فرزندانمان می‌گوییم چه چیز خوب است و چه چیز بد، بدانیم که آیا می‌خواهیم به آنها دروغ بگوییم؟ یا اینکه آماده هستیم خود مطالبات خویش را جدی بگیریم. اگر واقعا درباره این آموزش‌های اخلاقی بالا به طور جدی اندیشه کنیم، آنگاه خیلی زود از آنارشیسم سر درخواهیم آورد.
مثلا به این یکی توجه کنید: «یک بی‌عدالتی، بی‌عدالتی دیگر را از بین نمی‌برد». اگر واقعا این حرف را جدی بگیریم، آنگاه تقریبا همه جنگ‌ها و همه سیستم حقوق کیفری پا در هوا خواهند شد. عین همین درباره تقسیم کردن وجود دارد.
مرتب به بچه‌ها می‌گوییم که آنها باید یاد بگیرند به نیاز دیگران توجه کنند و چیزی را که دارند تقسیم کنند و همدیگر را متقابلا حمایت کنند. ولی بعد که پا به دنیای واقعی می‌گذاریم این تصور را داریم که همه انسان‌ها به طور طبیعی خودخواه و در حال مسابقه دادن با یکدیگر هستند. یک آنارشیست در اینجا به این نکته توجه خواهد داد که آنچه ما به بچه‌هایمان می‌گوییم، درست است! در عمل هر دستاورد بزرگ در تاریخ بشریت و هر کشف و هر آنچه زندگی ما را به یک زندگی خوب تبدیل می‌کند، بر اساس همکاری و تعاون و کمک متقابل بنا شده است. بسیاری از انسان‌ها امروز برای دوستان و خویشان خویش بیشتر پول خرج می‌کنند تا برای خود. به احتمال زیاد همیشه افرادی وجود خواهند داشت که فکر می‌کنند همیشه در حال رقابت و مبارزه با همنوعان خود هستند. ولی با این همه دلیلی وجود ندارد که چرا باید جامعه را به چنین رفتاری تشویق کرد یا حتا انسان‌ها را تحریک کرد که بر سر نیازهای اساسی خود با یکدیگر مبارزه کنند.
نمونه پنج: آیا فکر می‌کنید که انسان‌ها از اساس در وجود خود فاسد و بد هستند یا گروه‌های معینی (زنان، رنگین پوستان، انسان‌های متوسط که نه پولدارند و نه دانش‌آموخته) حقیرند و باید توسط کسانی که بالاتر از آنها هستند، حکومت شوند؟
اگر پاسخ شما «بله» است، پس شما واقعا یک آنارشیست نیستید. اما اگر پاسخ شما «نه» است، پس نود درصد با اصول آنارشیستی مطابقت دارید و احتمالا بر اساس همان اصول نیز زندگی می‌کنید. هر بار که شما با یک انسان دیگر با ملاحظه و احترام برخورد می‌کنید، یک آنارشیست هستید. هر بار که شما به جای تصمیم گرفتن به عنوان یک فرد، با یافتن توافق‌های خوب و یا گوش دادن به دیگران، بر تفاوت‌های خود با آنها غلبه می‌کنید، شما یک آنارشیست هستید. هر بار که شما در موقعیتی قرار داشتید که می‌توانستید با زیر فشار قرار دادن کسی، خودتان به جای او تصمیم بگیرید ولی به جای این کار، با خردمندی و عدالت به همان شخص رجوع دادید، شما یک آنارشیست هستید. هم چنین هر بار که شما چیزی را با دوستانتان تقسیم می‌کنید، و یا با همدیگر تصمیم می‌گیرید چه کسی ظرف‌ها را بشوید و یا عادلانه رفتار می‌کنید، شما یک آنارشیست هستید.
حالا ممکن است شما بگویید همه اینها خوب و قشنگ است برای اینکه بتوان در یک گروه کوچک با همدیگر کنار آمد. اداره یک شهر یا یک کشور اما موضوع دیگریست. البته شما تا اندازه‌ای حق دارید. حتا اگر بتوان جامعه را غیرمتمرکز کرد و قدرت را تا جایی که ممکن است به انجمن‌های کوچک سپرد، باز هم چیزهایی وجود دارد که می‌باید آنها را در سطوح بالاتری هماهنگ کرد: از برنامه پرواز هواپیماها تا تصمیم درباره اهداف تحقیقات پزشکی. اما تنها به این دلیل که چیزی پیچیده است، به این معنا نیست که نمی‌توان آن را بر اساس تصمیم مشترک پیش برد.
آنارشیست‌ها ایده‌ها و دیدگاه‌های مختلفی درباره خودگردانی جوامع پیچیده تدوین کرده‌اند که توضیح آنها در این مقاله نمی‌گنجد. در اینجا به دو اشاره بسنده می‌کنیم: نخست اینکه، انسان‌های بسیاری وقت زیادی را صرف کردند تا مدل‌هایی برای یک جامعه واقعا دمکراتیک و سالم ارائه دهند. دیگر اینکه، هیچ آنارشیستی ادعا نمی‌کند که یک طرح بی عیب و نقص دارد. ما مطلقا نمی‌خواهیم یک جامعه قالبی و از پیش آماده شده تحمیل کنیم. در حقیقت ما خود نیز حتا به بخش کوچکی از مشکلاتی که بر سر راه ما برای رسیدن به جامعه‌ای که در آن تصمیمات به طور مشترک به وسیله همه شهروندان گرفته ‌شود، آگاه نیستیم. با این همه مطمئن هستیم تا زمانی که ما به اصول خود که چیزی جز احترام و انسانیت نیست، وفادار بمانیم، ابتکارات بشری می‌تواند همه این مشکلات را از میان بردارد.
*دیوید گرابر، مردم شناس 52 ساله آمریکایی، پژوهشگر و استاد دانشگاه در لندن، از بیش از سه دهه پیش یک آنارشیست شناخته شده است.
منبع:
http://faszinationmensch.com/2013/09/20/mit-hoher-wahrscheinlichkeit-bist-auch-du-ein-anarchist/
پاینوشت: جمع آوری مقالات در باره آنارشیسم در شبکه آنارشیستی به معنای رد یا تائید نویسنده و یا مترجم آن و یا تائید یا رد کل مطلب نیست.